بازگشت
افسردگی در مردان؛ علائم پنهان، علت‌ها و راه‌های درمان
مجله تخصصی منشی۷۲۴ · اورولوژی و سلامت مردان

افسردگی در مردان؛ علائمی که معمولاً نادیده گرفته می‌شود

افسردگی در مردان همیشه با غم و گریه دیده نمی‌شود. گاهی این مشکل با عصبانیت، بی‌حوصلگی، انزوا، خستگی دائمی، اختلال خواب، دردهای جسمی، کاهش میل جنسی یا رفتارهای پرخطر خودش را نشان می‌دهد. در این مقاله با علائم پنهان افسردگی در مردان، علت‌ها، نشانه‌های هشدار و زمان مناسب مراجعه به پزشک آشنا می‌شوید.

📅 ۱۴۰۵/۴/۱۸ ⏱ زمان مطالعه: ۲۵ دقیقه تیم منشی724
depression-in-men-hidden-symptoms

وقتی درباره افسردگی حرف می‌زنیم، ذهن خیلی‌ها سریع به سمت تصویر آشنایی می‌رود: فردی که مدام گریه می‌کند، غمگین است، از تخت بیرون نمی‌آید و آشکارا می‌گوید «حال خوبی ندارم». این تصویر همیشه غلط نیست، اما کامل هم نیست؛ مخصوصاً وقتی درباره افسردگی در مردان صحبت می‌کنیم. بسیاری از مردان افسرده ممکن است اصلاً خودشان را «غمگین» توصیف نکنند. ممکن است بگویند عصبی شده‌اند، حوصله هیچ‌کس را ندارند، زود از کوره درمی‌روند، کارشان را بیش از حد جدی گرفته‌اند، شب‌ها خوب نمی‌خوابند، میل جنسی‌شان تغییر کرده، بدن‌درد دارند یا فقط احساس می‌کنند «دیگر مثل قبل نیستند».

مشکل از همین‌جا شروع می‌شود. افسردگی در مردان گاهی با نشانه‌هایی ظاهر می‌شود که جامعه، خانواده و حتی خود فرد آن‌ها را به خستگی، فشار کاری، مشکلات مالی، غرور مردانه، بداخلاقی، بی‌مسئولیتی یا «سن و سال» نسبت می‌دهند. در نتیجه، مردی که نیاز به کمک دارد، ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها بدون تشخیص و درمان بماند. او شاید هر روز سر کار برود، خرید خانه را انجام دهد، در ظاهر مسئولیت‌هایش را ادامه دهد و کسی متوجه نشود که درونش به‌تدریج خاموش شده است.

سازمان جهانی بهداشت افسردگی را یک اختلال شایع می‌داند که می‌تواند روی روابط، کار، تحصیل و کیفیت زندگی اثر بگذارد و در موارد شدید حتی با خطر خودکشی همراه شود؛ در عین حال برای افسردگی خفیف، متوسط و شدید درمان‌های مؤثر وجود دارد. همین جمله باید جدی گرفته شود: افسردگی ضعف شخصیت نیست، تنبلی نیست، بی‌ارادگی نیست و قرار نیست فقط با «قوی باش» درمان شود. افسردگی یک وضعیت واقعی سلامت روان است که اگر دیده شود، قابل پیگیری و درمان است.

این مقاله برای مردانی نوشته شده که شاید مدت‌هاست حال خوبی ندارند اما اسمش را افسردگی نگذاشته‌اند؛ برای همسران، مادران، پدران، دوستان و فرزندانی که تغییر رفتار یک مرد مهم در زندگی‌شان را می‌بینند اما نمی‌دانند باید چه کنند؛ و برای همه کسانی که می‌خواهند بفهمند افسردگی مردانه دقیقاً چه شکلی است و چرا اغلب نادیده گرفته می‌شود.

افسردگی در مردان چیست؟

افسردگی در مردان از نظر علمی یک بیماری جداگانه از افسردگی در زنان نیست. افسردگی، افسردگی است؛ اما شیوه بروز آن می‌تواند در افراد مختلف متفاوت باشد. برخی مردان همان علائم شناخته‌شده افسردگی را دارند؛ مثل غم طولانی، ناامیدی، بی‌انگیزگی، اختلال خواب، کاهش انرژی و بی‌لذتی. اما گروهی دیگر بیشتر با نشانه‌هایی دیده می‌شوند که در نگاه اول «روانی» به نظر نمی‌رسند.

برای مثال، مردی که قبلاً آرام بوده، حالا کوچک‌ترین موضوعی او را عصبانی می‌کند. مردی که همیشه اهل معاشرت بوده، به‌تدریج از جمع‌ها فاصله می‌گیرد. مردی که به خانواده توجه داشته، حالا بیشتر وقتش را در کار، گوشی، بازی، رانندگی طولانی، ورزش افراطی یا سکوت می‌گذراند. مردی که از درد کمر، سردرد، مشکل گوارش یا خستگی دائمی شکایت دارد، بارها آزمایش می‌دهد اما علت مشخصی پیدا نمی‌شود. این‌ها همیشه نشانه افسردگی نیستند، اما می‌توانند بخشی از تصویر افسردگی باشند.

مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا در فهرست علائم مشکلات سلامت روان در مردان، به مواردی مثل خشم، تحریک‌پذیری، پرخاشگری، تغییرات انرژی و اشتها، مشکل خواب، مشکل تمرکز، مصرف الکل یا مواد، احساس پوچی، رفتارهای پرخطر و دردهای جسمی بدون علت مشخص اشاره می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که افسردگی فقط در ذهن اتفاق نمی‌افتد؛ ممکن است در رفتار، بدن، روابط، کار و تصمیم‌های روزمره هم دیده شود.

نکته مهم این است که تشخیص افسردگی فقط با خواندن یک مقاله یا دیدن چند علامت انجام نمی‌شود. یک فرد ممکن است به دلیل اضطراب، مشکلات تیروئید، کم‌خونی، کمبود ویتامین‌ها، اختلال خواب، مصرف دارو، درد مزمن، مشکلات خانوادگی یا فشارهای اقتصادی علائمی شبیه افسردگی داشته باشد. به همین دلیل، مراجعه به پزشک یا متخصص سلامت روان برای بررسی دقیق ضروری است.

چرا افسردگی در مردان معمولاً نادیده گرفته می‌شود؟

نادیده گرفته شدن افسردگی در مردان فقط به خود مردان مربوط نیست. بخشی از آن به فرهنگ، تربیت، انتظارات اجتماعی و حتی برداشت‌های اشتباه ما از «مرد بودن» برمی‌گردد. بسیاری از پسران از کودکی یاد می‌گیرند که گریه نکنند، احساساتشان را بروز ندهند، زود ناراحت نشوند، همیشه قوی باشند و مشکلاتشان را خودشان حل کنند. این پیام‌ها شاید در ظاهر ساده باشند، اما در بزرگسالی می‌توانند باعث شوند مردان کمتر درباره درد روانی حرف بزنند.

گاهی مرد افسرده خودش هم نمی‌داند افسرده است. ممکن است فکر کند فقط خسته است، بدخلق شده، از آدم‌ها زده شده، کارش زیاد است یا دیگر علاقه‌ای به زندگی ندارد چون «زندگی همین است». بعضی مردان احساساتشان را با زبان خشم بیان می‌کنند؛ یعنی به جای اینکه بگویند «ترسیده‌ام»، «ناامیدم»، «احساس شکست می‌کنم» یا «نیاز به کمک دارم»، عصبانی می‌شوند، پرخاش می‌کنند یا کاملاً عقب می‌کشند.

کلینیک مایو نیز توضیح می‌دهد که افسردگی در مردان گاهی تشخیص داده نمی‌شود، چون برخی مردان غم یا احساسات را علامت اصلی نمی‌دانند، علائم را کوچک می‌شمارند، درباره احساسات حرف نمی‌زنند یا از برچسب و قضاوت اطرافیان نگران‌اند. این منبع همچنین اشاره می‌کند که سردرد، مشکلات گوارشی، خستگی، تحریک‌پذیری، درد طولانی و انزوا می‌توانند در مردان با افسردگی همراه باشند.

از طرف دیگر، اطرافیان هم ممکن است علائم را اشتباه برداشت کنند. همسر می‌گوید «دیگر مرا دوست ندارد»، فرزند فکر می‌کند «بابا همیشه عصبانی است»، همکار می‌گوید «غرغرو شده»، خانواده می‌گوید «مرد که افسرده نمی‌شود، فقط فشار کاری دارد». در حالی که پشت این تغییرات ممکن است درد، فرسودگی، ناامیدی و اختلال خلقی جدی وجود داشته باشد.

depression-in-men-hidden-symptoms-infographic

علائم افسردگی در مردان که معمولاً نادیده گرفته می‌شود

افسردگی در مردان می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. بعضی‌ها آرام و خاموش می‌شوند، بعضی‌ها تند و انفجاری، بعضی‌ها بیش از حد کار می‌کنند، بعضی‌ها از همه چیز فاصله می‌گیرند و بعضی‌ها با رفتارهای پرخطر سعی می‌کنند از احساساتشان فرار کنند. در ادامه، مهم‌ترین نشانه‌هایی را بررسی می‌کنیم که اغلب جدی گرفته نمی‌شوند.

۱. خشم، تحریک‌پذیری و پرخاشگری

یکی از رایج‌ترین علائم نادیده گرفته‌شده افسردگی در مردان، عصبانیت مداوم است. مرد افسرده الزاماً گوشه‌ای نمی‌نشیند و گریه نمی‌کند؛ ممکن است مدام از همه چیز ایراد بگیرد، سر مسائل کوچک داد بزند، حوصله حرف زدن نداشته باشد یا رفتار تندتری نسبت به گذشته نشان دهد.

این خشم همیشه به معنای بدذاتی یا بی‌اخلاقی نیست. گاهی خشم، پوسته بیرونی غم و درماندگی است. مردی که احساس شکست، بی‌ارزشی یا فشار شدید دارد، ممکن است نتواند این احساسات را مستقیم بیان کند و آن‌ها را به شکل عصبانیت بیرون بریزد. البته این توضیح، پرخاشگری یا خشونت را توجیه نمی‌کند. اگر عصبانیت به تهدید، توهین، خشونت فیزیکی یا آسیب به دیگران تبدیل شود، موضوع باید جدی و فوری پیگیری شود.

۲. انزوا و دور شدن از خانواده و دوستان

یکی از نشانه‌های مهم افسردگی در مردان، عقب‌نشینی تدریجی از روابط است. شاید فرد کمتر تماس بگیرد، دعوت‌ها را رد کند، بعد از کار مستقیم به اتاق خودش برود، در مهمانی‌ها ساکت بماند یا دیگر علاقه‌ای به فعالیت‌های خانوادگی نشان ندهد. این انزوا گاهی با جملاتی مثل «حوصله ندارم»، «سرم شلوغ است»، «بگذار تنها باشم» یا «از آدم‌ها خسته شده‌ام» همراه می‌شود.

انزوا در افسردگی خطرناک است، چون افسردگی در تنهایی بلندتر حرف می‌زند. وقتی فرد از آدم‌های امن زندگی‌اش دور می‌شود، فرصت شنیده شدن، تخلیه روانی و دریافت کمک کمتر می‌شود. اطرافیان هم ممکن است این فاصله را به بی‌محبتی تعبیر کنند، در حالی که فرد شاید واقعاً توان ارتباط گرفتن ندارد.

۳. اعتیاد به کار یا فرار به سمت مشغولیت‌های افراطی

همه مردان افسرده کم‌کار یا بی‌انگیزه نمی‌شوند. بعضی‌ها برعکس، بیش از حد کار می‌کنند. آن‌ها از صبح تا شب خودشان را در شغل، پروژه، ورزش، تعمیرات، کارهای بیرون خانه یا حتی مسئولیت‌های ظاهراً مفید غرق می‌کنند تا مجبور نباشند با احساساتشان روبه‌رو شوند.

این حالت در نگاه جامعه معمولاً تشویق می‌شود. می‌گویند «چقدر پرتلاش است»، «مرد زندگی است»، «همیشه در حال کار است». اما اگر کار کردن به راهی برای فرار از خانه، احساسات، رابطه، غم یا اضطراب تبدیل شود، دیگر فقط پشتکار نیست. گاهی مرد افسرده در سکوت با خودش می‌جنگد و کار، تنها راهی است که به او اجازه می‌دهد فکر نکند.

۴. خستگی دائمی و کاهش انرژی

خستگی در افسردگی با خستگی معمولی فرق دارد. خستگی معمولی معمولاً با خواب، استراحت یا چند روز سبک‌تر شدن برنامه بهتر می‌شود. اما خستگی افسردگی عمیق‌تر است؛ انگار بدن و ذهن همزمان خاموش شده‌اند. فرد ممکن است صبح‌ها با سختی از خواب بیدار شود، در طول روز بی‌رمق باشد، کارهای ساده را عقب بیندازد و حتی برای دوش گرفتن، پاسخ دادن به پیام‌ها یا خرید معمولی انرژی نداشته باشد.

در مردان، این خستگی گاهی به مشکلات جسمی نسبت داده می‌شود. فرد ممکن است مدام به دنبال علت بدنی بگردد، که البته بررسی پزشکی کار درستی است؛ اما اگر آزمایش‌ها طبیعی باشد و همزمان بی‌حوصلگی، ناامیدی، اختلال خواب یا بی‌لذتی وجود داشته باشد، سلامت روان هم باید بررسی شود.

۵. بی‌لذتی؛ وقتی هیچ چیز خوشحال‌کننده نیست

بی‌لذتی یکی از علائم کلیدی افسردگی است. یعنی چیزهایی که قبلاً لذت‌بخش بودند، دیگر حس خاصی ایجاد نمی‌کنند. مردی که فوتبال، موسیقی، سفر، رابطه عاطفی، وقت گذراندن با فرزند، غذا، معاشرت یا حتی موفقیت کاری برایش مهم بوده، ممکن است ناگهان نسبت به همه چیز بی‌تفاوت شود.

این بی‌تفاوتی گاهی با تنبلی اشتباه گرفته می‌شود. اطرافیان می‌گویند «دیگر برای هیچ چیز ذوق ندارد»، «همیشه بی‌احساس است»، «هر کاری می‌کنیم خوشحال نمی‌شود». اما از درون، فرد ممکن است احساس کند دکمه لذت در مغزش خاموش شده است. او شاید بداند باید خوشحال باشد، اما نمی‌تواند.

۶. دردهای جسمی بدون علت واضح

افسردگی فقط ذهن را درگیر نمی‌کند. سردرد، درد عضلانی، کمردرد، درد قفسه سینه، مشکلات گوارشی، احساس سنگینی بدن، خستگی بدنی و دردهای پراکنده می‌توانند با افسردگی همراه شوند. البته هر درد جسمی باید جدی گرفته شود و ابتدا از نظر پزشکی بررسی شود؛ به‌خصوص درد قفسه سینه، تنگی نفس، کاهش وزن، خونریزی، ضعف شدید یا علائم ناگهانی.

اما زمانی که بررسی‌های جسمی علت روشنی نشان نمی‌دهد و همزمان خلق پایین، تحریک‌پذیری، بی‌خوابی، بی‌انگیزگی یا انزوا وجود دارد، باید به ارتباط بدن و روان هم توجه کرد. بسیاری از مردان راحت‌تر درباره درد معده یا سردرد حرف می‌زنند تا درباره ناامیدی و غم. به همین دلیل، افسردگی گاهی پشت شکایت‌های جسمی پنهان می‌شود.

۷. اختلال خواب؛ بی‌خوابی یا خواب زیاد

خواب یکی از اولین جاهایی است که افسردگی خودش را نشان می‌دهد. بعضی مردان افسرده شب‌ها دیر خوابشان می‌برد، نیمه‌شب بیدار می‌شوند، صبح خیلی زود با اضطراب از خواب می‌پرند یا خوابشان سبک و ناآرام می‌شود. بعضی دیگر بیش از حد می‌خوابند اما باز هم خسته‌اند.

اختلال خواب فقط یک علامت نیست؛ خودش می‌تواند افسردگی را بدتر کند. وقتی فرد خواب کافی و باکیفیت ندارد، تحملش کمتر می‌شود، تمرکزش پایین می‌آید، بدنش فرسوده‌تر می‌شود و کنترل هیجان‌ها سخت‌تر می‌شود. اگر مردی برای چند هفته دچار تغییر واضح در خواب شده و همزمان خلق و رفتارش تغییر کرده، بهتر است موضوع را ساده نگیرد.

۸. تغییر اشتها، وزن و سبک غذا خوردن

افسردگی ممکن است اشتها را کم یا زیاد کند. بعضی مردان در دوره افسردگی بی‌اشتها می‌شوند، وزن کم می‌کنند و حتی غذا خوردن برایشان کار اضافه‌ای به نظر می‌رسد. گروهی دیگر به سمت پرخوری، شیرینی، فست‌فود، خوردن شبانه یا مصرف زیاد کافئین می‌روند. این تغییرات گاهی به استرس کاری یا سبک زندگی نسبت داده می‌شود، اما اگر همراه با سایر علائم باشد، می‌تواند بخشی از افسردگی باشد.

تغییر وزن ناخواسته، چه کاهش و چه افزایش، باید بررسی شود. علاوه بر افسردگی، مشکلات تیروئید، دیابت، بیماری‌های گوارشی، اختلالات هورمونی، مصرف داروها و بیماری‌های دیگر هم می‌توانند روی وزن اثر بگذارند.

۹. کاهش میل جنسی یا مشکلات عملکرد جنسی

یکی از علائمی که مردان کمتر درباره آن حرف می‌زنند، تغییر میل جنسی یا مشکل در عملکرد جنسی است. افسردگی می‌تواند میل جنسی را کاهش دهد، اعتمادبه‌نفس جنسی را پایین بیاورد و باعث فاصله در رابطه عاطفی شود. از طرف دیگر، اضطراب، مشکلات جسمی، مصرف برخی داروها، اختلالات هورمونی و مشکلات رابطه نیز می‌توانند در این موضوع نقش داشته باشند.

مشکل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مرد از ترس قضاوت، شرم یا احساس شکست سکوت کند. همسر ممکن است این موضوع را به بی‌علاقگی تعبیر کند و رابطه آسیب ببیند، در حالی که ریشه ماجرا شاید افسردگی یا یک مشکل قابل درمان باشد. صحبت با پزشک در این زمینه خجالت‌آور نیست؛ بخشی از سلامت عمومی است.

۱۰. مصرف الکل، مواد یا رفتارهای آرام‌بخش ناسالم

بعضی مردان برای خاموش کردن فشار روانی به راه‌هایی پناه می‌برند که در کوتاه‌مدت آرام‌کننده به نظر می‌رسند اما در بلندمدت مشکل را شدیدتر می‌کنند. مصرف الکل، مواد، داروهای آرام‌بخش بدون نسخه، سیگار زیاد، قمار، رانندگی پرخطر، رابطه‌های پرریسک یا استفاده افراطی از فضای مجازی می‌تواند نوعی فرار از افسردگی باشد.

مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا افزایش مصرف الکل یا مواد و درگیر شدن در فعالیت‌های پرخطر را از علائمی می‌داند که می‌تواند در افسردگی و مشکلات سلامت روان دیده شود. اگر مردی که قبلاً چنین رفتارهایی نداشته، به‌تدریج به آن‌ها پناه می‌برد، بهتر است اطرافیان موضوع را فقط «بی‌خیالی» یا «لجبازی» نبینند.

۱۱. بدبینی، احساس شکست و گفت‌وگوهای منفی با خود

افسردگی نگاه فرد به خودش، آینده و جهان را تغییر می‌دهد. مرد افسرده ممکن است مدام خودش را با دیگران مقایسه کند، احساس کند شکست خورده، به اندازه کافی درآمد ندارد، پدر خوبی نیست، همسر خوبی نیست، آینده‌ای ندارد یا دیگر دیر شده است. این افکار همیشه با صدای بلند گفته نمی‌شوند. گاهی پشت سکوت، شوخی‌های تلخ، طعنه زدن به خود یا بی‌اهمیت جلوه دادن موفقیت‌ها پنهان می‌شوند.

جملاتی مثل «من به درد نمی‌خورم»، «همه از من جلوترند»، «دیگر درست نمی‌شود»، «کاش نبودم»، «خسته شدم از این زندگی» یا «برای من فرقی ندارد» باید جدی گرفته شوند؛ مخصوصاً اگر تکرار شوند یا همراه با انزوا، بی‌خوابی، مصرف مواد یا بخشیدن وسایل شخصی باشند.

۱۲. مشکل تمرکز و افت عملکرد

افسردگی می‌تواند تمرکز، حافظه کاری و تصمیم‌گیری را مختل کند. مردی که قبلاً دقیق و منظم بوده، ممکن است حالا کارها را فراموش کند، دیر تصمیم بگیرد، اشتباهات ساده انجام دهد، پروژه‌ها را عقب بیندازد یا احساس کند ذهنش کند شده است. این وضعیت در محیط کار می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد، چون فرد ممکن است خودش را سرزنش کند و فشار بیشتری به خود بیاورد.

افت عملکرد همیشه به معنای بی‌عرضگی نیست. گاهی مغز زیر فشار افسردگی نمی‌تواند مثل قبل کار کند. این موضوع به‌خصوص برای مردانی که هویتشان را با کار، درآمد و مسئولیت تعریف کرده‌اند، بسیار سنگین است و می‌تواند چرخه افسردگی را تشدید کند.

جدول نشانه‌های پنهان افسردگی در مردان

نشانه‌ای که دیده می‌شود چیزی که ممکن است پشت آن باشد
عصبانیت و زود از کوره در رفتن غم، درماندگی، فشار روانی یا ناتوانی در بیان احساسات
کار کردن افراطی فرار از احساسات، اضطراب یا ترس از روبه‌رو شدن با خلأ درونی
سکوت و فاصله گرفتن بی‌انرژی بودن، احساس بی‌ارزشی یا ترس از قضاوت
دردهای جسمی تکراری تنش روانی، افسردگی یا ترکیب مشکل جسمی و روانی
مصرف الکل، مواد یا رفتارهای پرخطر تلاش ناسالم برای آرام کردن ذهن
بی‌میلی جنسی افسردگی، اضطراب، مشکلات رابطه یا مسائل جسمی قابل بررسی
بدبینی و ناامیدی تغییرات شناختی ناشی از افسردگی
بی‌خوابی یا خواب زیاد اختلال خلق، اضطراب یا فرسودگی روانی

افسردگی در مردان چه علت‌هایی دارد؟

افسردگی معمولاً یک علت واحد ندارد. به‌ندرت می‌توان گفت فقط یک اتفاق باعث افسردگی شده است. بیشتر اوقات ترکیبی از عوامل زیستی، روانی، خانوادگی و اجتماعی در شکل‌گیری آن نقش دارند. سازمان جهانی بهداشت نیز افسردگی را نتیجه تعامل پیچیده عوامل اجتماعی، روان‌شناختی و زیستی می‌داند و اشاره می‌کند که رویدادهای سخت زندگی مثل بیکاری، سوگ و تجربه‌های آسیب‌زا می‌توانند خطر افسردگی را افزایش دهند.

در مردان، برخی فشارها ممکن است پررنگ‌تر دیده شوند. فشار تأمین مالی خانواده، ترس از شکست شغلی، مقایسه دائمی با دیگران، مشکلات زناشویی، طلاق، دوری از فرزند، بیماری جسمی، بازنشستگی، بیکاری، مهاجرت، شکست عاطفی، بدهی، سوگ، مراقبت از والدین بیمار و ناتوانی در بیان احساسات می‌تواند زمینه افسردگی را فراهم کند.

گاهی هم افسردگی پس از یک دوره طولانی فرسودگی ایجاد می‌شود. مردی که سال‌ها بدون استراحت، بدون حمایت عاطفی و بدون مراقبت از خودش کار کرده، ممکن است ناگهان احساس کند دیگر توانی ندارد. این فروپاشی همیشه ناگهانی نیست؛ گاهی آرام‌آرام رخ می‌دهد و وقتی دیده می‌شود که فرد مدت‌هاست از درون تهی شده است.

تفاوت افسردگی با ناراحتی معمولی چیست؟

همه انسان‌ها غمگین می‌شوند. ناراحتی بعد از شکست، اختلاف خانوادگی، مشکل مالی، سوگ یا فشار کاری طبیعی است. اما افسردگی با ناراحتی معمولی فرق دارد. در افسردگی، علائم معمولاً پایدارترند، عملکرد روزمره را مختل می‌کنند و فقط به یک اتفاق کوتاه‌مدت محدود نمی‌مانند.

طبق توضیح سازمان جهانی بهداشت، دوره افسردگی با تغییرات معمول خلق فرق دارد و معمولاً بیشتر روز، تقریباً هر روز و حداقل به مدت دو هفته ادامه پیدا می‌کند. علائمی مثل خلق افسرده یا تحریک‌پذیر، بی‌لذتی، کاهش تمرکز، احساس گناه یا بی‌ارزشی، ناامیدی، افکار مرگ، اختلال خواب، تغییر اشتها و خستگی می‌توانند در آن دیده شوند.

بنابراین اگر مردی چند روز ناراحت بوده، الزاماً افسرده نیست. اما اگر برای چند هفته یا بیشتر، تغییرات واضحی در خلق، خواب، انرژی، رفتار، روابط، کار، اشتها یا نگاهش به زندگی دیده می‌شود، بهتر است موضوع بررسی شود.

چه مردانی بیشتر در معرض افسردگی هستند؟

افسردگی می‌تواند در هر سن، طبقه اجتماعی و شرایطی رخ دهد. با این حال، برخی شرایط خطر را افزایش می‌دهند. مردانی که سابقه خانوادگی افسردگی دارند، در کودکی تجربه آسیب، تحقیر، خشونت یا فقدان داشته‌اند، دچار بیماری مزمن هستند، درد طولانی دارند، مشکلات مالی شدید را تجربه می‌کنند یا حمایت اجتماعی کمی دارند، ممکن است آسیب‌پذیرتر باشند.

گروه‌های زیر نیز نیاز به توجه بیشتری دارند:

  • مردان میانسالی که همزمان با فشار مالی، مسئولیت خانوادگی و ترس از آینده روبه‌رو هستند.
  • مردانی که تازه پدر شده‌اند و با تغییر نقش، کم‌خوابی، فشار اقتصادی و مسئولیت جدید درگیرند.
  • مردانی که طلاق، شکست عاطفی یا دوری از فرزند را تجربه کرده‌اند.
  • مردان بازنشسته یا بیکار که بخشی از هویت خود را از شغل می‌گرفته‌اند.
  • مردانی که بیماری جسمی مزمن، درد طولانی یا محدودیت حرکتی دارند.
  • مردانی که مصرف الکل، مواد یا رفتارهای پرخطر در آن‌ها افزایش یافته است.
  • مردانی که درباره احساساتشان هیچ شبکه امنی برای گفت‌وگو ندارند.

البته قرار گرفتن در این شرایط به معنای قطعی بودن افسردگی نیست. این‌ها فقط زنگ خطرهایی هستند که باید باعث توجه بیشتر شوند.

افسردگی در مردان و خطر خودکشی؛ موضوعی که نباید تعارف کرد

صحبت درباره خودکشی سخت است، اما سکوت درباره آن خطرناک‌تر است. افسردگی می‌تواند با افکار مرگ یا خودکشی همراه شود و این موضوع باید همیشه جدی گرفته شود. سازمان جهانی بهداشت تأکید می‌کند که افسردگی می‌تواند به خودکشی منجر شود و در سال ۲۰۲۱ حدود ۷۲۷ هزار نفر در جهان جان خود را بر اثر خودکشی از دست داده‌اند.

در مردان، خطر گاهی به دلیل کمتر کمک خواستن، پنهان کردن علائم، مصرف مواد، رفتارهای ناگهانی و نشان دادن کمترِ نشانه‌های هشدار، جدی‌تر می‌شود. کلینیک مایو نیز اشاره می‌کند که اگرچه زنان ممکن است بیشتر اقدام به خودکشی کنند، مردان در برخی آمارها بیشتر بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند و عواملی مثل روش‌های کشنده‌تر، اقدام ناگهانی، نشان دادن هشدار کمتر و مصرف الکل یا مواد در این خطر نقش دارند.

اگر فردی جملاتی درباره مرگ، نبودن، بی‌ارزش بودن زندگی، خداحافظی غیرمعمول، بخشیدن وسایل مهم، نوشتن پیام‌های نگران‌کننده یا برنامه‌ریزی برای آسیب به خود مطرح می‌کند، نباید آن را شوخی، جلب توجه یا ضعف بدانیم. در ایران، سازمان بهزیستی خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی را برای مواردی از جمله افراد دارای قصد یا اقدام به خودکشی معرفی کرده و سامانه ۱۴۸۰ را نیز برای مشاوره روان‌شناسی تلفنی اعلام کرده است. در شرایط خطر فوری، باید فوراً از خدمات اورژانسی و نزدیک‌ترین مرکز درمانی کمک گرفت و فرد را تنها نگذاشت.

اطرافیان چگونه افسردگی مردان را تشخیص دهند؟

تشخیص قطعی با متخصص است، اما اطرافیان می‌توانند تغییرات را ببینند. مهم‌ترین نکته این است که به «تغییر نسبت به گذشته» توجه کنیم. اگر مردی همیشه کم‌حرف بوده، سکوتش شاید ویژگی شخصیتی باشد. اما اگر فردی که قبلاً گرم، فعال و امیدوار بوده، حالا برای مدت طولانی منزوی، عصبی، بی‌انگیزه یا بی‌حوصله شده، باید جدی‌تر نگاه کرد.

به جای تمرکز فقط بر گریه یا غم، این سؤال‌ها را بپرسید:

  • آیا خواب، اشتها، انرژی یا وزن او تغییر کرده است؟
  • آیا بیشتر عصبانی، بدبین یا بی‌قرار شده است؟
  • آیا از خانواده، دوستان یا فعالیت‌های مورد علاقه فاصله گرفته است؟
  • آیا مصرف سیگار، الکل، مواد، دارو یا رفتارهای پرخطر در او بیشتر شده است؟
  • آیا درباره بی‌ارزشی، شکست، مرگ یا بی‌معنایی زندگی حرف می‌زند؟
  • آیا عملکرد کاری، خانوادگی یا اجتماعی‌اش افت کرده است؟
  • آیا دردهای جسمی تکراری دارد اما علت مشخصی پیدا نمی‌شود؟

اگر چند مورد از این نشانه‌ها همزمان و برای چند هفته ادامه داشته باشند، بهتر است او را با احترام و بدون قضاوت به دریافت کمک تشویق کنید.

چطور با مردی که احتمالاً افسرده است صحبت کنیم؟

صحبت کردن با مردی که افسرده است، نیاز به ظرافت دارد. جملاتی مثل «مرد باش»، «قوی باش»، «این که چیزی نیست»، «همه مشکل دارند»، «تو فقط تنبلی»، «به خودت بیا» یا «زیادی فکر می‌کنی» معمولاً کمک‌کننده نیستند. این جملات شاید نیت بدی نداشته باشند، اما احساس شرم و تنهایی فرد را بیشتر می‌کنند.

بهتر است گفت‌وگو را با مشاهده و نگرانی شروع کنید، نه اتهام. مثلاً بگویید: «چند وقته احساس می‌کنم خیلی خسته و عصبی شدی، نگرانتم.» یا «می‌بینم مثل قبل از چیزهایی که دوست داشتی لذت نمی‌بری، دوست دارم بدونم چه کمکی از دستم برمیاد.» این نوع بیان، راه گفت‌وگو را بازتر می‌کند.

اگر فرد اولش انکار کرد، بحث را به جنگ تبدیل نکنید. بسیاری از مردان برای پذیرفتن افسردگی زمان لازم دارند. مهم است بداند قرار نیست تحقیر شود، قضاوت شود یا کنترل زندگی‌اش را از دست بدهد. گاهی فقط همین که یک نفر بدون فشار و سرزنش کنار او بماند، اولین قدم کمک است.

درمان افسردگی در مردان چگونه است؟

درمان افسردگی به شدت علائم، مدت زمان درگیری، شرایط جسمی، سابقه خانوادگی، وجود اضطراب یا مصرف مواد و وضعیت زندگی فرد بستگی دارد. یک نسخه واحد برای همه وجود ندارد. اما درمان معمولاً می‌تواند شامل روان‌درمانی، دارودرمانی، اصلاح سبک زندگی، درمان مشکلات جسمی همراه و حمایت خانوادگی باشد.

روان‌درمانی به فرد کمک می‌کند افکار منفی، الگوهای رفتاری ناسالم، خشم، احساس شکست، تعارض‌های رابطه‌ای و فشارهای حل‌نشده را بهتر بشناسد و مدیریت کند. دارودرمانی نیز در برخی موارد، به‌خصوص افسردگی متوسط تا شدید، می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد؛ اما مصرف دارو باید زیر نظر پزشک باشد و قطع یا تغییر خودسرانه آن می‌تواند مشکل‌ساز شود.

اصلاح سبک زندگی درمان اصلی را جایگزین نمی‌کند، اما می‌تواند روند بهبود را تقویت کند. خواب منظم، فعالیت بدنی، کاهش مصرف الکل و مواد، تغذیه مناسب، ارتباط اجتماعی، کاهش فشار کاری و داشتن برنامه روزانه کوچک اما قابل انجام، همگی می‌توانند کمک‌کننده باشند. با این حال، نباید به فرد افسرده گفت «فقط ورزش کن خوب می‌شی». ورزش مفید است، اما افسردگی واقعی گاهی نیاز به درمان تخصصی دارد.

چه زمانی باید به پزشک یا متخصص سلامت روان مراجعه کرد؟

اگر علائم افسردگی بیش از دو هفته ادامه داشته، زندگی روزمره را مختل کرده یا باعث مشکل در کار، رابطه، خواب، اشتها، تمرکز یا کنترل خشم شده، بهتر است مراجعه به متخصص به تأخیر نیفتد. همچنین اگر فرد به مصرف الکل، مواد یا داروهای آرام‌بخش بدون نسخه روی آورده، افکار مرگ دارد یا رفتارهای پرخطر نشان می‌دهد، مراجعه ضروری‌تر است.

مراجعه می‌تواند از پزشک عمومی شروع شود؛ چون بعضی مشکلات جسمی مثل اختلال تیروئید، کم‌خونی، کمبود ویتامین B12 یا D، مشکلات هورمونی، بیماری‌های قلبی، دیابت، اختلال خواب و عوارض دارویی می‌توانند علائمی شبیه افسردگی ایجاد کنند یا افسردگی را تشدید کنند. پس بررسی جسمی و روانی در کنار هم بهترین مسیر است.

در مرحله بعد، روان‌پزشک، روان‌شناس بالینی یا مشاور متخصص می‌تواند به ارزیابی دقیق‌تر و درمان کمک کند. اگر فرد قبلاً تجربه بدی از مراجعه داشته، نباید آن را به همه درمان‌ها تعمیم داد. گاهی پیدا کردن متخصص مناسب زمان می‌برد، اما ارزشش را دارد.

باورهای غلط درباره افسردگی در مردان

یکی از موانع مهم درمان، باورهای غلطی است که هنوز درباره افسردگی وجود دارد. این باورها باعث می‌شوند مردان دیرتر کمک بگیرند یا اصلاً کمک نگیرند.

«مرد افسرده نمی‌شود.»
افسردگی جنسیت نمی‌شناسد. مردان هم می‌توانند افسرده شوند، حتی اگر آن را پنهان کنند یا متفاوت نشان دهند.

«اگر ایمان، اراده یا غیرت داشته باشد، خوب می‌شود.»
معنویت، انگیزه و حمایت خانوادگی می‌توانند کمک‌کننده باشند، اما افسردگی همیشه با توصیه اخلاقی حل نمی‌شود. گاهی فرد نیاز به درمان تخصصی دارد.

«داروی افسردگی آدم را وابسته می‌کند.»
همه داروها شبیه هم نیستند و تصمیم درباره دارو باید با پزشک باشد. ترس از دارو نباید باعث شود فرد از ارزیابی پزشکی فرار کند.

«حرف زدن درباره خودکشی، فرد را به فکر خودکشی می‌اندازد.»
در واقع، پرسیدن آرام و مستقیم درباره افکار خودکشی می‌تواند فرصتی برای نجات باشد. اگر نگران هستید، بهتر است با احترام بپرسید و در صورت خطر، فوری کمک بگیرید.

«افسردگی یعنی آدم همیشه گریه کند.»
بسیاری از مردان افسرده گریه نمی‌کنند. آن‌ها ممکن است عصبانی، بی‌قرار، خاموش، پرکار، بی‌حوصله یا از نظر جسمی فرسوده به نظر برسند.

نقش خانواده در بهبود افسردگی مردان

خانواده نمی‌تواند جای درمانگر را بگیرد، اما می‌تواند نقش بسیار مهمی در مسیر بهبود داشته باشد. مرد افسرده بیش از نصیحت، به امنیت روانی نیاز دارد. امنیت یعنی بتواند بدون ترس از تحقیر، درباره حالش حرف بزند. یعنی اگر گفت «نمی‌توانم»، فوراً متهم به تنبلی نشود. یعنی اگر نیاز به مراجعه دارد، خانواده این مراجعه را نشانه شکست نداند.

در خانه می‌توان چند کار ساده اما مؤثر انجام داد: کم کردن دعواهای فرسایشی، تقسیم واقع‌بینانه مسئولیت‌ها، تشویق به خواب منظم، همراهی برای مراجعه، گوش دادن بدون قطع کردن حرف، تشویق به فعالیت‌های کوچک و توجه به علائم خطر. گاهی خانواده باید یاد بگیرد که افسردگی با فشار بیش از حد بهتر نمی‌شود. جمله «تو باید خودت بخوای» ممکن است درست به نظر برسد، اما فرد افسرده گاهی حتی توان خواستن را هم از دست داده است.

البته حمایت از فرد افسرده نباید به معنای تحمل خشونت یا نادیده گرفتن امنیت خود و فرزندان باشد. اگر افسردگی با پرخاشگری شدید، تهدید، خشونت یا مصرف مواد همراه است، خانواده باید علاوه بر حمایت، از کمک تخصصی و خدمات بحران استفاده کند.

پیشگیری از شدیدتر شدن افسردگی در مردان

همیشه نمی‌توان از افسردگی پیشگیری کرد، اما می‌توان احتمال شدیدتر شدن آن را کم کرد. اولین قدم این است که مردان اجازه داشته باشند درباره فشار روانی حرف بزنند، قبل از اینکه به نقطه فروپاشی برسند. مراقبت از سلامت روان نباید فقط وقتی شروع شود که بحران جدی رخ داده است.

چند عادت می‌تواند به محافظت از سلامت روان کمک کند:

  • داشتن خواب نسبتاً منظم و جدی گرفتن بی‌خوابی طولانی
  • حفظ ارتباط با حداقل یک یا دو فرد امن برای گفت‌وگو
  • فعالیت بدنی منظم، حتی در حد پیاده‌روی کوتاه
  • محدود کردن مصرف الکل، مواد، سیگار و آرام‌بخش‌های خودسرانه
  • مراجعه زودهنگام هنگام افت خلق، خشم مداوم یا بی‌انگیزگی طولانی
  • بررسی مشکلات جسمی مثل تیروئید، کم‌خونی، درد مزمن و اختلالات هورمونی
  • یاد گرفتن مهارت بیان احساسات بدون شرم و بدون پرخاشگری
  • کم کردن کمال‌گرایی و مقایسه دائمی با دیگران

پیشگیری یعنی به جای اینکه منتظر بمانیم فرد کاملاً از پا بیفتد، تغییرات کوچک را زودتر ببینیم.

پرسش‌های پرتکرار درباره افسردگی در مردان

آیا افسردگی در مردان با افسردگی در زنان فرق دارد؟

از نظر ماهیت بیماری، افسردگی یک اختلال خلقی است که می‌تواند در هر جنسیتی رخ دهد. اما شکل بروز آن ممکن است متفاوت باشد. در مردان، علائمی مثل خشم، تحریک‌پذیری، انزوا، رفتارهای پرخطر، مصرف مواد، دردهای جسمی و اعتیاد به کار گاهی پررنگ‌تر دیده می‌شود و همین باعث می‌شود افسردگی دیرتر تشخیص داده شود.

آیا عصبانیت زیاد می‌تواند نشانه افسردگی باشد؟

بله، در برخی افراد خشم و تحریک‌پذیری می‌تواند یکی از نشانه‌های افسردگی باشد. البته هر عصبانیتی به معنای افسردگی نیست. اگر عصبانیت جدید، مداوم، شدید و همراه با بی‌خوابی، خستگی، ناامیدی، انزوا یا افت عملکرد باشد، بهتر است بررسی شود.

آیا مردان افسرده همیشه غمگین هستند؟

نه. بعضی مردان افسرده اصلاً خودشان را غمگین نمی‌دانند. ممکن است بیشتر احساس خستگی، پوچی، بی‌حوصلگی، بی‌قراری، عصبانیت یا بی‌معنایی داشته باشند. به همین دلیل، فقط دنبال گریه و غم آشکار بودن کافی نیست.

آیا افسردگی بدون دارو درمان می‌شود؟

بستگی به شدت افسردگی دارد. افسردگی خفیف ممکن است با روان‌درمانی، اصلاح سبک زندگی، حمایت اجتماعی و پیگیری منظم بهتر شود. اما افسردگی متوسط تا شدید گاهی به دارو هم نیاز دارد. تصمیم درباره دارو باید با پزشک باشد، نه بر اساس ترس، تجربه دیگران یا توصیه‌های فضای مجازی.

اگر مردی حاضر نیست کمک بگیرد، چه کنیم؟

با سرزنش و اجبار معمولاً مقاومت بیشتر می‌شود. بهتر است با نگرانی و مشاهده مشخص صحبت کنید؛ مثلاً بگویید «من متوجه شدم خوابت کم شده و خیلی زود عصبانی می‌شی، نگرانتم.» پیشنهاد دهید ابتدا با پزشک عمومی یا یک مشاور صحبت کند. اگر خطر خودکشی، خشونت یا آسیب به خود و دیگران وجود دارد، موضوع دیگر فقط گفت‌وگو نیست و باید از خدمات فوری کمک گرفت.

افسردگی مردان را پشت خشم، سکوت و خستگی پنهان نکنیم

افسردگی در مردان همیشه با چهره‌ای که انتظار داریم ظاهر نمی‌شود. گاهی شبیه غم نیست؛ شبیه خشم است. گاهی شبیه گریه نیست؛ شبیه سکوت طولانی است. گاهی شبیه بی‌انگیزگی آشکار نیست؛ شبیه کار کردن افراطی، دردهای جسمی، بی‌خوابی، مصرف مواد، بی‌حوصلگی یا فاصله گرفتن از خانواده است. همین پنهان بودن باعث می‌شود بسیاری از مردان دیرتر کمک بگیرند و مدت بیشتری رنج بکشند.

اگر شما یا یکی از نزدیکانتان برای چند هفته دچار تغییرات جدی در خلق، خواب، انرژی، تمرکز، اشتها، رابطه، کنترل خشم یا امید به آینده شده‌اید، بهتر است موضوع را ساده نگیرید. افسردگی قابل درمان است، اما اولین قدم این است که آن را ببینیم و نامش را با شجاعت بپذیریم.

برای بررسی علائم، تشخیص دقیق و شروع مسیر درمان، می‌توانید از طریق منشی724 به پزشکان و متخصصان مرتبط با سلامت روان، روان‌پزشکی، روان‌شناسی و مشاوره دسترسی پیدا کنید و نوبت بگیرید. مراجعه زودتر، یعنی کوتاه‌تر شدن مسیر رنج؛ و گاهی همین یک تصمیم، می‌تواند کیفیت زندگی یک مرد و خانواده‌اش را تغییر دهد

 

اگر کلینیک، مطب یا مرکز خدماتی دارید، تجربه رزرو آنلاین، پاسخگویی بهتر و مدیریت درخواست‌ها می‌تواند نرخ تماس و مراجعه را جدی‌تر کند.

درخواست مشاوره
طراحی سایت در بندرعباس

پزشکان بر اساس حروف الفبا

برای مشاهده پزشکانی که نام آن‌ها با حرف موردنظر شروع می‌شود، یکی از حروف زیر را انتخاب کنید.